تجديد عهد با امام زمان خويش بسوى ديار غربت راهى شدند .وقتى به شهر «ساوه» رسيدند عدهاى از مخالفان اهل بيتعليهم السلام با ماموران حكومتى همراه شدند و آنان را مورد هجوم قرار دادند . در اين هجوم كينه توزانه عدهاى از همراهان حضرت معصومهعليها السلام به شهادت رسيدند .
در شهر ساوه بود كه حضرت بيمار شدند، فرمودند: مرا به قم ببريد، چرا كه از پدرم شنيدم «شهر قم مركز شيعيان ماست» . آنگاه حضرت را به طرف قم حركت دادند . مردم قم كه از اين خبر مسرت بخش بسيار خرسند شده بودند، به استقبال حضرت آمدند . در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام شتر آن مكرمه را مىكشيد، در ميان شور و احساسات مردم وارد آن شهر شدند و در منزل موسى بن خزرج كه امروزه به محله ميدان مير - جنب 45 مترى عمار ياسر - معروف است، اجلال نزول نمودند (13) .
آن بانوى بزرگ هفده روز در شهر ولايت و امامتبه سر برد و آخرين روزهاى زندگى خود را به عبادت، مناجات و راز و نياز پرداخت و سرانجام از دنيا رفت .
راز پرواز
در باره بيمارى و مرگ زود رس آن بزرگوار گفته شده است كه زنى در شهر ساوه ايشان را مسموم نموده است . (14) اين مطلب با توجه به درگيرى دشمنان و كينه توزان در هنگام ورود به شهر ساوه، بعيد نيست .
مراسم تشييع
پس از وفات آن حضرت و اجراى مراسم غسل و كفن، ايشان را به سوى قبرستان «بابلان» تشييع كردند . هنگام دفن پيكر پاك و مطهر آن حضرت، دو سوار توجه همه را به خود جلب كردند . آن دو سوار به طرف جمعيت آمدند و بر بدن مبارك حضرت نماز گزاردند و آن را دفن نمودند . يكى از بزرگان مىفرمود: هيچ بعيد نيست كه اين دو بزرگوار، امامان معصومى باشند كه براى اين امر مهم به قم آمدند (15) .
پس از پايان مراسم دفن، موسى بن خزرج سايبانى از حصير و بوريا بر قبر شريف آن بزرگوار برافراشت . اين سايبان برقرار بود تا زمانى كه حضرت زينب دختر امام جوادعليه السلام وارد قم شد و قبهاى آجرى بر آن بنا كرد (16) .
يا فاطمة اشفعى لى فى الجنة فان لك عندالله شانا من الشان
پىنوشتها:
10) فروغى از كوثر، زندگانى حضرت معصومهعليها السلام، ص87 .
11) انوار المشعشعين، حاج شيخ محمد على قمى، ص216 به نقل از فروغى از كوثر .
12) فوائد الرضويه، ص379 به نقل از همان، در حاشيه اسفار نيز به اين نكته تصريح شده است . .
13) تاريخ قديم قم، ص213 .
14) وسيلة المعصومية، ميرزا ابوطالب بيوك، ص68; قيام سادات علوى، على اكبر تشيد، ص168 .
15) آية الله فاضل لنكرانى دام ظله .
16) سفينة البحار، ج2، ص376 .
![]()


