تبليغاتX
جوانه
رباعيات
 
 ازمهبط وحى نور ايمان خيزد
 وز كوه حرا سفير قرآن خيزد
 در بيت محمد و على و زهرا
 تا صبح معاد عطر قرآن خيزد
 ***
 محمود كه برگزيده ى خلاق است
 در حبس خصال شهره ى آفاق است
 دانى كه هدف ز بعثت احمد چيست
 آموختن مكارم اخلاق است
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 7:20 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی   | 

به مناسبت رجلت حضرت معصومه (س)

سلام بر دختر موسی بن جعفر(ع)

بيا اينجا

اگر درمان درد خويش مى خواهى بيا اينجا
شكسته بالى ما مى دهد بال و پرى ما را
طلب كن با زبان بى زبانى هر چه مى خواهى
به گوش جان توان بشنيد لبيّك خداوندى
هزارن كاروان دل در اينجا مى كند منزل
دل ديوانه من همچو او گمكرده اى دارد
ز هر سو جلوه اى دل را به خود مشغول مى دارد
صداى پاى او در خاطر من نقش مى بندد
به بوى يوسف گمگشته مى آيد،مشو غافل
شكوه بارگاه حضرت معصومه را نازم
مشو از حرمت اين بارگه غافل كه مهدى را
حريمش را اگر دارالشّفا خوانند،جا دارد
علاج درد بى درمان كند لطف عميم او
حديث عشق با «پروانه» مى گوئى، نمى دانى
  دوا اينجا، طبيب دردها اينجا
اگر از صدق دل آريم روى التجا اينجا
كه سر داده است گلبانگ اجابت را خدا اينجا
نكرده با لب خود آشنا حرف دعا اينجا
اگر اهل دلى اى دل، بيا اينجا، بيا اينجا
ز هر درد آشنا گيرد، سراغ آشنا اينجا
هزاران پرده مى بينند ارباب صفا اينجا
مگر مى آيد آن آرام جانها از وفا اينجا؟
توانى چنگ زد بر دامن خيرالنّسا اينجا
كه مى سايند سر بر درگه او اوليا اينجا
زيارت كرده اند اهل بصيرت بارها اينجا
كه مى بخشد خدا هر دردمندى را شفا اينجا
نبايد بر زبان آورد حرفى از دوا اينجا!
كه مى سوزد بسان شمع،از سر تا به پا اينجا

1 - با ياد مسجد جمكران وبارگاه حضرت معصومه(ع).
محمّدعلى مجاهدى «پروانه»
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 7:41 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی   | 
ميلاد حضرت معصومه (س) و حضرت علي بن موسي الرضا (ع) بر تمام شيعيان جهان مبارك باد 

مرغ دلم راهي قم مي شود       درحرم امن توگم مي شود

   عمه سادات سلام عليك !         روح مناجات سلام عليك!

 

   كوثرنوري به كويرقمي           آب حيات دل اين مردمي

 

    عمه سادات بگوكيستي؟         فاطمه يا زينب ثاني ستي؟

 

     ازسفركرب وبلاآمدي           يا كه به دنبال رضا آمدي؟

 

    من چه كنم شعله داغ تورا        درد وغم شاهچراغ تورا

 

 كاش شبي مست حضورم كني       باخبرازوقت ظهورم كني

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 8:59 قبل از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی   | 

 

نگين قم

شهرها انگشترند و «قم» ، نگين
تربت قم، قبله عشق و وفاست
مرقد معصومه «ع» چشم شهر ما
دخترى از اهل بيت آفتاب
در حريمش مرغ دل پر مى زند
هر دلى اينجاست مجذوب حرم
اين حرم باشد ملائك را مطاف
ديده پاكان به قبرش دوخته
حوزه قم هاله اى بر گِرد آن
قم هميشه رفته راه مستقيم
شهر خون، شهر شرف، شهر جهاد
هركجا را هر چه سيرت داده اند
نقطه قاف قيامند اهل قم
اهل قم ز اوّل ولايت داشتند
اهل قم از ياوران «قائم» اند
دختر موسى بن جعفر «ع» را درود
  قم، هماره حجّت روى زمين
شهر علم وشهر ايمان و صفاست
مهر او جانهاى ما را كهربا
وارث درّ حيا، گنج حجاب
هر گرفتار آمده، در مى زند
جان، اسير رشته جود وكرم
زائران را ارمغان، عشق و عفاف
عصمت و پاكى از آن آموخته
فقه و احكام خدا را مرزبان
بوده در مهد هدايتها مقيم
شهر فقه و حوزه، علم و اجتهاد
اهل قم را هم بصيرت داده اند
برق تيغ بى نيامند اهل قم
در دل و در ديده آيت داشتند
درقيام و پيشتازى دائمند
كز عناياتش تراويد اين سرود
حجّت الاسلام والمسلمين جواد محدّثى
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 11:38 قبل از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی   | 

مژده اي دل که دگر سوم شعبان آمد

پيک شادي ز بر حضرت جانان آمد

مژده اي دل که براي دل غمديده ما

هدهد خوش خبر از نزد سليمان آمد

خيز اي دل تو بياراي کنون بزم طرب

که دگر موسم اندوه به پايان آمد

مطربا نغمه نو ساز کن و پاي بکوب

که به ما مژده وصل شه خوبان آمد

ساقيا باده بده خود بنما سرمستم

زان مي‌اي کو به تن خسته ما جان آمد

ظلمت و تيرگي شام الم رفت کنون

روز شادي شد و خورشيد فروزان آمد

غنچه‌ي دهر در اين روز بخنديد دگر

که به بستان علي نوگل خندان آمد

عطر پاشيد به بستان که همه عطرآگين

سمن و ياسمن و سنبل و ريحان آمد

بلبل از لب به ترنم بگشايد نه عجب

که به گلذار نبي بلبل خوش خوان آمد

گوهري از صدف بحر کرم گشت عيان

که به توصيف رخش لولو مرجان آمد

نور حق جلوه به برج شرف زهرا کرد

بين به اين نور که اين گونه درخشان آمد

وه چه روزي است مبارک ز قدوم شه دين

موسم مغفرت و رحمت يزدان آمد

روز فرخنده ميلاد حسين ابن علي(ع)

مژده‌ي خامُشي آتش نيران آمد

باعث کون و مکان منشاء ايجاد حسين

که وجودش به جهان مفخر انسان آمد

مظهر ذات خدا سبط رسول دو سرا

نور چشمان علي آن شه مردان آمد

حيف و صد حيف که در واقعه کرب و بلا

بر تن خسته او ظلم فراوان آمد

بر سر عهد و وفا در ره معشوق نگر

خود فدا کرد که سالار شهيد آن آمد

اي غلامان اگرت بار گنه سنگين شد

غم مخور چونکه حسين شافع عصيان آمد

كيمياي اشك؛ سيد جلال ياسيني

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 7:12 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی   |