|
رسالت هاي امام زمان (ع) از فراز هاي بسيار مهم دعاي ندبه اين بخش دعاست كه مي خوانيم « أين المدخر لتجديد الفرائض و السنن ، أين المتخير لإعاده المله والشريعه ، أين المؤمل لإحياء الكتاب و حدوده ، أين محيي معالم الدين و أهله» يكى از رسالتهاى مهم امام زمان ،عليهالسلام، احياى قرآن و زنده كردن تعاليم اسلام است زيرا مىدانيم آن حضرت هنگامى ظهور خواهد كرد كه از قرآن جز اثرى و از اسلام جز اسمى باقى نماند
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر اللهم اجعلني من انصاره و اعوانه و... پىنوشتها: 3. المجلسى، محمدباقر، همان، ج 52، ص 338.
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی
|
روز معلم تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد. انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس ?معلم? ثبت کرده است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد. ارزش و مقام معلم شرافت و مرتبت معلم زماني اهميت دارد كه بتواند شان خداوند و پيامبران را در وجود خود محقق سازد و پيوند انسان به هدف متعالي خلقت يعني عبادت را برقرار سازد. لذا در اين تعريف شهيد مرتضي مطهري يكي از آن معلمان راستين است كه اولاً با نگاه تركيبي به همه معارف بشري نظر مي كند و ثانيا تمامی تلاشهاي علمي و عملي را مقدمه اي براي عبادت مي داند و در اين راه به مرحله سوم دينداري راه مي يابد و با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي سازد . به همين مناسبت روز شهادت اين بزرگ مرد فرزانه (11 ارديبهشت ) را روز معلم ناميدند. معلّمي برتر از شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) مي فرمايند:? هنگامي که روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع مي کند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت ?. اين ارزش بدان جهت است که شهيدان در ساية علم و تربيت معلمان و تعليم شايستة آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است. توصيه امام سجاد (ع) به دانش آموزان امام سجاد (ع) در زمينة حفظ حقوق معلم مي فرمايد: ? حق معلم بر تو آن است که همواره، با ديدة تعظيم و تکريم به او بنگري، مجلس او را گرامي بداري و به سخنانش با دقت گوش دهي، رو به جانب او بنشيني و صدايت را در حضورش بلند نکني ?. چرا معلم بايد نسبت به شاگرد دلسوز باشد؟ يكي از علما ء به شاگردش مي نويسد: ? معلم بايد دربارة شاگردان، خواهان اموري باشد که نسبت به آنها، در خود احساس علاقه و دوستي کند. و از هرگونه شر و بدي که براي خويش نمي پسندد براي شاگردانش نيز نپسندد؛ زيرا اين گونه دلسوزي و برابر انديشي نسبت به شاگردان، حاکي از کمالِ ايمانِ معلم و حُسن رفتار و برادري، نمايانگر روح تعاون و همبستگي معلم نسبت به آنان مي باشد? . حقوق معلم در فرمايشات حضرت سجاد (ع) حضرت سجاد (ع) در فرمايشات خود سفارش بسياري در حفظ حقوق معلم از سوي شاگردان دارند و مي فرمايد:? حق کسي که عهده دار تعليم توست آن است که او را بزرگ شماري و مجلس او را سنگين بداري و نيکو به وي گوش فرا دهي و روي خود را بر او کني و با او بلند سخن نگويي و کسي را که از او چيزي مي پرسد تو پاسخ ندهي و بگذاري که خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هيچ کس به صحبت ننشيني و در محضر او بدگويي از کسي نکني و اگر از او در نزد تو بدگويي شد از او دفاع کني و عيب پوشش باشي و فضايل و مناقب او را آشکار کني و با دشمنش همنشيني نکني و با دوستش دشمني نورزي؛ پس چون چنين کردي، فرشتگان خداي تعالي به سود تو گواهي خواهند داد که مقصد و مقصود تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط براي خدا بوده نه به خاطر مردم ?. داستاني زيبا از رابطه شاگرد و معلم: بهترين نوع اين رابطه که سرشار از ادب و فروتني است، در داستان حضرت موسي (ع) به عنوان شاگرد و حضرت خضر (ع) در مقام معلم ـ نمود دارد. موسي (ع) مأمور شد تا از بنده اي صالح به نام خضر (ع) کسب علم کند. قرآن آغاز گفت و گوي اين معلم و شاگرد را اين چنين بيان مي کند: قال له موسي هل اتبعک علي ان تعلمن مما علمت رشداً * قال انک لن تستطيع معي صبراً * و کيف تصبرعلي ما لم تحط به خبراً * قال ستجدني ان شاء الله صابراً و لا اعصي لک امراً * قال فان اتبعتني فلا تسئلني عن شي ءٍ حتي احدث لک منه ذکراً. (کهف: 66 ـ 70) موسي به او گفت: ?آيا از تو پيروي کنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده که مايه رشد است به من بياموزي؟ گفت : ?تو هرگز هم پاي من نمي تواني صبر کني و چگونه در مورد چيزهايي که از آن شناخت نداري، شکيبايي مي کني؟? گفت: ?اگر خدا بخواهد، مرا شکيبا خواهي يافت و در هيچ کاري نافرماني تو نمي کنم?. گفت: اگر به دنبال من آمدي، چيزي از من مپرس تا خودم از آن با تو سخن بگويم.? معلم در کلام استاد مطهري: معلم بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه ابتکار او را زنده کند؛ يعني در واقع، کار معلم آتش گيره دادن است. فرق است ميان تنوري که شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ کنيد و تنوري که در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آن قدر زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد که اينها کم کم مشتعل شود. مقام معلم مي توان در سايه آموختن گنج عشق جاودان اندوختن اول از استاد، ياد آموختيم پس، سويداي سواد آموختيم از پدر گر قالب تن يافتيم از معلم جان روشن يافتيم اي معلم چون کنم توصيف تو چون خدا مشکل توان تعريف تو اي تو کشتي نجات روح ما اي به طوفان جهالت نوح ما يک پدر بخشنده آب و گل است يک پدر روشنگر جان و دل است ليک اگر پرسي کدامين برترين آنکه دين آموزد و علم يقين خدايا همه معلمان توفيق روز افزون عنايت بفرما والسلام
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی
|
2- تشابه حضرت مهدي (ع) به پيامبران - شباهت حضرت مهدي (عج) به حضرت آدم (ع) از لحاظ خلافت در زمين و زنده كردن زمين (جاري كردن حق) بعد از مردنش (كفر) و طول عمر. در سورة بقره آيه 30 خداوند متعال ميفرمايد : “كه همانا من در زمين خليفهاي قرار ميدهم” و در سوره نور آيه 55 ميفرمايد : “خداوند به كسانيكه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادهاند وعده داده كه در زمين خلافت ببخشد.” كه حضرت امام صادق فرمود: “منظور خلافت مهدي است.” - شباهت به حضرت نوح (ع)، از لحاظ طول عمر و صبر نوح و سپس پاك شدن زمين از كافران - به حضرت ادريس (ع)، همچنانچه ادريس از امت خود غايب شد وقتي كه ميخواستند او را بكشند و پس چون غيبت حضرت ادريس (ع) به طول كشيد مردم بر توبه اتفاق كردند و به سوي خدا بازگشتند. پس خداوند متعال هم ادريس را ظاهر ساخت و شدت و بدي را از آنان دور نمود. همينطور است در مورد حضرت مهدي (عج) كه هر گاه مردم به سوي خدا باز گردند او را خداوند ظاهر خواهد ساخت و سختي و بدي را از مردم دور خواهد ساخت. - به حضرت هود (ع)، همچنانچه خداوند توسط باد عقيم كافرين را در زمان هود نابود ساخت (سوره ذاريات آيه 41) پس در زمان ظهور حضرت مهدي (ع) نيز توسط باد سياه كافران را نابود خواهد ساخت. - به حضرت صالح(ع)، همانطور كه حضرت صالح (ع) از امت خود غايب شد و پس از مدتي كه به سوي آنها بازگشت، عده كثيري از امتش او را منكر شدند مگر اهل ايمان و يقين. - به حضرت ابراهيم (ع)، همانطور كه دوران حمل و ولادت حضرت ابراهيم (ع) مخفي بود. - به حضرت يعقوب (ع)، حضرت يعفوب (ع) در فراق حضرت يوسف پيوسته ميگريست و منتظر فرج بود و حضرت مهدي نيز بر جدش حضرت امام حسين (ع) ميگريد و منتظر فرج ميباشد. - به حضرت يوسف (ع)، از لحاظ زيبايي و اينكه حضرت يوسف (ع) مدت زيادي از خانواده خود غايب و بدور بود وقتي برادرانش او را ملاقات كردند حتي برادرانش او را نشناختند. حضرت امام مهدي (ع) نيز در بين مردم رفت و آمد ميكند ولي كسي او را نميشناسد. امر حضرت يوسف (ع) را خداوند يك شبه اصلاح نمود و سپس به سلطنت رسيد، امر حضرت مهدي (ع) نيز يك شبه حادث خواهد شد و بر دنيا حكومت خواهد كرد. و ديگر تشابه زندان حضرت يوسف (ع) است، چنانچه اين دنيا با اين وضع كنوني زنداني بيش براي صاحبالامر والزمان مهدي (عج) نيست. پس هميشه و در هر حال از درگاه خداوند متعال ميخواهيم كه فرجش را تعجيل و خروجش را سهل و آسان گرداند. حضرت امام باقر (ع) فرمود : “در صاحب اين امر (مهدي) سنتي از يوسف است و آن زندان و غيبت است.” ]منبع اهل تشيع : كمالالدين، 329/1[ و نيز حضرت امام صادق (ع) ميفرمايد : “صاحب اين امر شباهتي از حضرت يوسف دارد، چرا اين امت انكار ميكند كه خداي تبارك و تعالي مدت زماني ميخواهد حجت خود را پوشيده نگه دارد و قائم ما در ميان مردم باشد و مردم او را نشناسند؟ مگر نه اين است كه برادران يوسف عاقل و هوشيار به يوسف وارد شدند و با او سخن گفتند و داد و ستد كردند و از هر دري سخن به ميان آورد ولي او را نشناختند تا هنگاميكه او خودش را معرفي كرد و گفت من يوسفم، آنگاه او را شناختند. اين امت سرگردان چگونه دست به انكار ميزنند؟ چرا نميپذيرند كه صاحب آنها همان مظلومي باشد كه حقش مورد تكذيب قرار گرفته، در ميان آنها راه ميرود، در بازارشان رفت و آمد ميكند و كسي او را نميشناسند. تا وقت آن فرا رسد كه خدا اجازه دهد خود را معرفي كند. چنانچه به حضرت يوسف اِذن داد. ” ]منتخب الاثر، ص 255، غيبت نعماني ص 84.[ - شباهت به حضرت خضر (ع) از لحاظ طول عمر و زنده بودن در حال حاضر. - شباهت به حضرت موسي (ع)، كه در دوران حملش و ولادتش مخفي بود. موسي نيز دو غيبت از قوم خواهد داشت و در غيبت او امتش در منتهاي رنج و مشقت و ذلت واقع شدند. بني اسرائيل منتظر قيامش بودند و چونكه به آنها خبر داده شده بود كه فرج آنها بدست موسي است همچنانچه فرج اين امت بدست حضرت امام مهدي عج ميباشد. لازم به ذكر است كه مشقت بني اسرائيل به خاطر دعاهايي كه كردند 140 سال كوتاهتر شد پس بديهي است كه بر ما نيز واجب است كه شب و روز بر ظهور حجت حق حضرت قائم آل محمد، مهدي (ع) دعا كنيم تا زودتر فرج حاصل گردد. - شباهت به حضرت عيسي (ع)، خداوند حكمت و ويژگيهاي نبوت را در كودكي به او عنايت فرمود. و امتش درباره او اختلاف كردند كه عدهاي گفته كشته شده و عدهاي قبول نكردند. حضرت امام صادق (ع) ميفرمايد: “در مورد مهدي (ع) نيز بخاطر طولاني شدن غيبتش اختلاف ميكنند بعضي آن را انكار خواهند كرد. بعضي خواهند گفت : اصلاً متولد نشده و بعضي خواهند گفت : متولد شده و مرده و كساني كفر ميورزند چون ميگويند : يازدهمين نفر از ما حضرت امام حسن عسكري عقيم بوده و برخي سركش خواهند شد به اينكه امامت را به سيزده نفر بيشتر سرايت دهند و يا ميگويند روح قائم (ع) در كالبد ديگري وارد شده است.” - شباهت به حضرت خاتمالنبين بني الرحمه حضرت محمد مصطفي(ص) ، از لحاظ هم نام بودن و شباهت به او. حضرت رسولاكرم(ص) فرمود : “مهدي از فرزندان من است. اسم او اسم من و كنيهاش كنية من، از نظر خلق و خُلق شبيهترين مردم به من است.” شباهت به ائمه معصومين (ع)[2] با توجه به اينكه همة ائمه معصومين(ع) منجمله حضرت مهدي (ع) داراي فضائل و مناقب در حد كمال و تام هستند ولي با مقتضاي زمان يكي از خصوصيات ائمه نمود بيشتري يافته است. فلذا به ذكر مشهورترين و آشكارترين اوصاف اكتفا ميكنيم : علم و زهد و شجاعت حضرت اميرالمؤمنين علي (ع)، صبر و حلم حضرت امام حسن (ع)، شجاعت حضرت امام حسين (ع)، عبادت حضرت امام سجاد (ع)، شباهت به پيامبر حضرت امام باقر (ع)، كشف علوم و بيان احكام حضرت امام صادق (ع)، تقيّه و شدت جور دشمنان حضرت امام كاظم (ع)، دوري از بلاد و خاندان حضرت امام رضا (ع)، در طفوليت به امامت رسيدن حضرت امام محمد تقي (ع)، هيبت حضرت امام هادي و حضرت امام حسن عسكري (ع).
[1] - منتخبي از كتاب “ياد مهدي (ع)”، مؤلف : محمد خادمي شيرازي، جهت احاديث جامعتر به كتاب «روزگار رهايي (يوم الخلاص)» مؤلف : كامل سليمان، ترجمه علي اكبر مهدي پور مراجعه شود. [2] - بخش شباهت به پيامبران و ائمه معصومين برگرفته از كتاب «مكيال المكارم» نوشتة محمد تقي موسوي اصفهاني، ترجمه سيد مهدي حائري قزويني. اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه والنصر ، اللهم اجعلني من انصاره و اعوانه واجعلني من المستشهدين بين يديه .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 8:8 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی
|
1- ضرورت شناخت امام در هر زمان اساس دين اعتقاد به ولايت در روايت نوارني آمده است كه : من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته الجاهليه اگر كسي بميرد در حالي كه امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلي از دنيا رفته است به نقل مرحوم علامة مجلسي(ره) راوي به نام ميسر گفت: خدمت امام صادق(ع) رسيدم و گفتم: آقا! من همسايهاي دارم مردي است بسيار عابد و زاهد متهجد كه حالات روحي او براي من اعجاب انگيز است! من شبها در ساعات آخر شب با صداي او از خواب بيدار ميشوم و ميبينم در حال مناجات با خداست تا سحر مشغول دعا و نماز و عبادت و تلاوت قرآن است و ... اين حال اوست. در ميان مردم هم تحقيق كردهام از نظر صداقت در گفتار و امانت و عدالت در رفتار مورد تأييد و تصديق همگان است. در مجموع آدمي متدين و متقي واقعي است. امام(ع) همه را گوش داد و بعد در يك جملة كوتاه از من سئوال فرمود:يعرف شيئا مما انت عليه؟آيا چيزي از آنچه را كه تو معتقد به آن هستي ميشناسد؟ يعني با اصل اعتقاد به ولايت ما آشنايي دارد يا نه؟ { پس با اندك دقتي مي توان فهميد كه امام (ع) روي كدام نقطه از معارف ديني انگشت گذاشته و آن را پايه و اساس اصلي دين معرفي كرده و ساير حالات روحي و اعمال عبادي را بدون آن، بيپايه و اساس نشان داده است!}راوي گفت: از اين جهت تحقيقي نكردهام و اطلاع از اين قسمت از عقيدهاش ندارم. گذشت و سال بعد پس از انجام مناسك حج در مدينه خدمت امام(ع (رسيدم و باز سخن از همسايهام به ميان آوردم و حالات روحي و عبادتش را ستودم. امام(ع) باز همان جملة سال گذشته را فرمود:يعرف شيئا مما انت عليه؟آيا چيزي از آنچه را كه تو معتقد به آن هستي ميشناسد و اعتقاد به ولايت ما دارد؟گفتم:خير، مولاي من! تحقيق كردم و معلومم شد كه از معتقدان به ولايت شما، خاندان رسالت و اهلبيت عصمت نميباشد. امام فرمود:يا ميسر اي البقاع اعظم حرمه؟كدام نقطه روي زمين از همه جا محترمتر و داراي حرمت عظيمتر است؟گفتم : شما بفرماييد. فرمود:ما بين الركن و المقام، روضه من رياض الجنه و ما بين القبر و المنبر روضه من رياض الجنه...1در مكه در مسجد الحرام، آن نقطة فاصلة بين ركن كعبه [كه حجرالاسود در آن نصب شده است] و بين مقام [ ابراهيم] باغي از باغهاي بهشت است و[در مدينه در مسجدالنبي] آن نقطه فاصلة بين قبر منور رسول خدا(ص) و بين منبر آن حضرت باغي از باغهاي بهشت است.اگر خداوند به بندهاي هزار سال عمر بدهد و او تمام اين مدت را مابين ركن و مقام و مابين قبر و منبر پيامبر(ص) به عبادت بپردازد و سرانجام مظلومانه سرش بريده شود و خدا را به غير ولايت ما ديدار كند، برخدا سزاوار است كه او را به رو در ميان آتش جهنم بيفكند.اين جمله نيز از رسول اكرم(ص) منقول است: قسم به كسي كه جان محمد در دست اوست..اگر بندهاي به قدر هفتاد پيامبر عمل صالح بياورد، اما ولايت من و ولايت اهلبيتم را نداشته باشد، مورد قبول خدا واقعنميشود. اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه والنصر ، اللهم اجعلني من انصاره و اعوانه واجعلني من المستشهدين بين يديه .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی
|
علل غيبت امام زمان(ع) قبل از بيان علل غيبت امام زمان (ع) ، لازم است معناي غيبت آنحضرت روشن شود ، براي غيبت تعاريف گوناگوني شده است اماآنچه به نظر صحيح مي رسد اين است كه: يعني آن حضرت در میان مردم و جامعه زندگى مى کنند و حتى بنا بر روایاتى افراد جامعه آن حضرت را رؤیت مى کنند در حالی که وى را نمى شناسند. فلسفه غیبت آنچه از منابع حدیثى و تاریخى به دست مى آید این است که خداوند در طول تاریخ بر سنتى استوار همیشه اصرار داشته است و در میان هر قوم و ملتى آن را به حرکت آورده و به گونه اى عینیت بخشیده است و آن پنهان سازى معلمان و مربیان راستین بشریت از دیده ها بوده است. از این قانون ژرف امت اسلام نیز استثنا نبوده و به غیبت آخرین امام خود گرفتار آمده است. علل غيبت در امر غیبت امام دوازدهم و علل آن مسائل بسیارى وجود دارد. یکى از علتهاى ظاهرى و ملموس آن همین چگونگى و پیشامد بود که از سوى دشمنان طراحى شد و امر عظیم «غیبت» را در پى داشت. در احوالى که یاد شد ضمن مقارناتى زمینه ناپدیدى امام از نظرها فراهم آمد و دوازدهمین هادى، به فرمان الهى و به قدرت و حکمت خدائى از نظرها پنهان شد. 1- حفظ جان امام هرگاه گروهى از شیعیان اطراف یکى از امامان معصوم (ع) گرد آمده، از خرمن علمش خوشه اى چیده اند، بر ستمگران زمان سخت آمده، آتش حسد و کینه آنها شعله ور شده، با تمام نیرو براى خاموش کردن آن مشعل هدایت همت گماشته اند. هنگامى که به روایات پیامبر و اهل بیت (ع) در مورد امام عصر مى نگریم، به این نکته تصریح شده است که حکمت غیبت طولانى آن وجود گرانمایه به فرمان خدا، صیانت از جان گرامى و حیات پر برکت او براى تحقق یافتن نویدها و بشارتهاست. چرا که ما مى دانیم دو رژیم سیاهکار عثمانى و عباسى و دیگر حکمرانان خودکامه اى که طى قرون و اعصار در کشورهاى اسلامى به ویژه خاورمیانه حکومت مى کردند، همواره تمامى تلاش و کوشش ارتجاعى خود را در راه از میان برداشتن آن مصلح بزرگ جهانى به كار گرفتند، به ویژه پس از دریافت این حقیقت که او طبق آیات و روایات همان اصلاحگر پر شکوهى است که پایه هاى قدرت ظالمانه آنان را به لرزه در خواهد آورد و کاخ بیداد ایشان را منهدم مى سازد و آنان را از تسلط ظالمانه بر سرنوشت بندگان خدا و سرزمین آنان باز خواهد داشت بر اين اساس هجوم و پیگیرى در پیدا کردن مهدى ایجاب مى کرد تا براى نگهدارى جان باقیمانده سلسله امامت ، سلاله نبوت، و مصلح بزرگ بشریت اقدامى بس جدى به عمل آید. 2- قدرشناسى از دیگر راز و رمزهاى پیچیده نهان زیستى امام مهدى بازشناسى ارزش و اهمیت حضور امام معصوم در عرصه هاى مختلف جامعه بشرى است. چرا که قدر عافیت کسى داند که به مصیبتى گرفتار آید، از این روست که بازگشت این نعمت به هنگام ظهور به خورشیدى کهاز کرانه غروب خود سر بر آورد، تشبیه شده است . و این بدان معناست که ناپدید شدن این خورشید هدایت نشأت گرفته از امور اجتماعى بسیارى است که یکى از مهمترین آنها بى توجهى و قدرنشناسى از مقام ولایت، امام معصوم زمان و کناره گیرى از دریاى بى کران دانش، حکمت و معارف او و روى آورى به مظاهر پوچى و تباهى است و بدین علت است که چنین گوهرى از کفها ربوده شده و تا هنگام خواهش صادقانه انسانها باز نمی گردد. 3- آزمایش مردم امتحان و آزمایش یکى از حکمتهاى غیبت ولى زمان است که خود از سنتهاى الهی است. خداوند، بندگان خویش را با آزمایشهاى مختلفی به بوته امتحان مى سپارد، از این رو کسانى که به خدا و پیام آورش و هر آنچه آن حضرت در مورد حضرت مهدى آورده است ایمان بیاورند دیگر طولانی شدن غیبت آن گرانمایه از ثبات قدم و ایمان عمیق و تزلزل ناپذیر آنان نمى کاهد . 4- تغییرات فرهنگى و روانى در دوران غیبت از جمله اسرار غیبت امام آن است که در دوران غیبت ملل جهان به تدریج براى ظهور آن مصلح حقیقى و سامان دهنده وضع بشر آمادگى علمى و اخلاقى و عملى می یابند، زیرا ظهور آن حضرت مانند ظهور پیامبران و دیگر حجتهاى خداوند نیست که بر پایه اسباب و علل عادى باشد، چرا که روش آن بزرگوار در رهبرى جهان مبنى بر حقایق، حکم به واقعیات، ترک تقیه و شدت در امر به معروف و نهى از منکر، مؤاخذه سخت از کارگزاران و صاحب منصبان، رسیدگى به کارهاى آنها است که انجام این امور نیاز به تکامل علوم ، معارف، رشد فکرى و اخلاقى بشر دارد، بطوری که زمینه عالمگیر شدن تعالیم اسلام و جهانى شدن حکومت قرآن فراهم باشد. 5- بازشناسى مؤمن از کافر یکى دیگر از رازهاى غیبت امتحان مردم در مصائب و مشکلات زندگى است تا ظرفیت و یا تحمل هر کس بر خود آشکار شود که تا چه حد در راه دین، مذهب، آئین و کیش خود توان استقامت دارند تا بدین امتحان خوب و بد ممتاز شوند، با امتحان باید خوب از بد، کافر از مؤمن و منافق از مسلم و فاسق از عادل و زشت از زیبا جدا، ایمان مؤمنین محکم شود و شک و شبهه ای باقى نماند و حجت الهى بر خلق تمام شود. اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 5:43 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی
|
بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليك يا ابا صالح المهدي (عجل الله تعالي فرجه) قبل ازپرداختن به هر موضوعي در زمينه امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) لازم مي دانيم در دو موضوع زير مطالب مختصري بيان شود 1- ولادت 2- مهدي (عجل الله تعالي فرجه) در آيات و روايات از نظر تمامي فرق و اديان ، ولادت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) از مسلمات است زيرا اكثراً ولادت وجود مبارك امام «حجت بن الحسن المهدي» را به 255 يا 256 هجري قمري دانسته اند. بنابر اين اصل ولادت مهدي جزء مسلّمات تاريخ است و در اين تاريخ بين علما و محدثان و علماي فريقين هيچگونه اختلافي نيست. ابن خلكان مي نويسد: «او ، در روز جمعه نيمه ماه شعبان سنة 255 متولد شد. و هنگام درگذشت پدرش، پنج ساله بود. نام مادرش حمط است و برخي آن را نرجس نيز گفته اند.»1 حضرت مهدي (عليه السلام) پس از شهادت پدر كه در 5 سالگي او اتفاق افتاد از انظار غائب گرديد و تنها از طريق نواب خود كه عبارت بودند از: ابوعمر و عثمان بن سعيد اسدي، ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعيد، ابوالقاسم حسين بن روح، ابوالحسن علي بن محمدسمري با پيروان خود ارتباط داشت.اين غيبت تا درگذشت محمد سمري (326 ﻫ . ق) غيبت صغري ناميده مي شود و پس از آن غيبتكبري آغاز مي گردد.اعتقاد به «مهدي موعود » از مسلمات تاريخ است. مهدي(عجل الله تعالي فرجه) در قرآن كريم در قرآن كريم آنگاه كه از مسائل و حوادث آينده سخن مي گويد و از حكومت صالحان خبر داده و پيروزي حق بر باطل را اعلام مي دارد مفسران اين آيات را با توجه به احاديث و روايات ، مربوط به ظهور مهدي(عجل الله تعالي فرجه) مي دانند. برخي از آن آيات بدين قرار است: منابع : مهدي در روايات در روايت ديگري آمده است:
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 8:17 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی
|
اوصاف امام زمان (عج) براي حضرت ولى عصر(عج) خصائص و ويژگيهايى زيادي نقل شده است. كه ما قبلا مواردي از آنها را ذكر كرده بوديم و در اينجا به برخى ديگر از اوصاف اشاره مىكنيم: در روايات آمده كه چهارده معصوم(ع) انوار الهى اند ، اين انوار الهي در عالم نور ، هر كدام دارى جلوه خاصى هستند. اما در ميان اين انوار، نور حضرت بقيةاللَّه (ع) دارى جذابيت خاصى است.وجاذبه بيشترى دارد لذا در بعضى از زيارات مىخوانيم: « السلام عليكم يا نوراللَّه السّاطع» ، يا راجع به حضرت فرمودهاند: « المهدى طاووس اهل الجنة» اين گونه تعابيردر روايات به خاطر اين است كه چون آنحضرت در بين ديگر انوار جلوه ديگرى و جذابيت خاصى دارد. لذا شب معراج نبىاعظم (ص) وقتى به انوار معصومين رسيدند نور امام زمان (ع) بيشتر جلب توجه كرد.سؤال كردند: پروردگارا اين نور سبزى كه شمشير به دست ايستاده نور كيست؟ يكى ديگر از امتيازات و خصايص حضرت بقيةاللَّه(ع) سير نسبى حضرت است. همانطورى كه مىدانيد سادات بعضى منسوب به اميرالمؤمنين هستند. يعنى «علوى»اند. عدهاى نسبشان به امام مجتبى(ع) مىرسد حسنىوطباطبايىاند. از ديگر ويژگيهاى حضرت بقيةاللَّه(ع) اين است كه در وقت ولادت آن حضرت دو ملك از طرف حضرت حق نازل شدند و قنداقه حضرت را به آسمان بردند و حضرت حق خطاب به ايشان فرمود: مَرحبا به تو اى بنده من كه يارى كننده دين منى و ظاهر كننده امر من و هادى عباد من هستى. قسم خوردام كه به تو اخذ كنم و به تو بيامرزم.. در شرع مقدس جمع كردن بين اسم و كنيه حضرت نبى اكرم(ص) جايز نيست، مگر در مورد خاتم الاوصيا(ص) كه ايشان نامشان نام نبى اكرم(ص) و كنيه اش كنيه نبىاكرم؛ يعنى ابوالقاسم است. حضرت مهدى(ع) الان 1171 سال دارند ولى در اين مدت هيچگونه مجالستى با اين گروهها نداشته و ندارند به خلاف پيامبر(ص) و ساير ائمه(ع) كه بالاجبار با مشركان و منافقان و... مجالست داشتند. بر بازوى راست حضرت بقيةاللَّه در زمان تولدشان، با خط جلّى نوشته شده بود: « جاءالحق و زهق الباطل إنّ الباطل كان زهوقاً» و بر بازوى چپ ايشان نوشته شده بود: « بقيةاللَّه خير لكم إن كنتم مؤمنين».حضرت نبى اكرم(ص) در بين دو كتف مهر خاتميت داشتند. حتى مشركان هم آن مهر را ديده بودند. پس همانطور كه مهر پيامبر اكرم(ص) نشان اين بود كه آن حضرت خاتم الانبياء است، مهر حضرت بقيةاللَّه هم نشان اين است كه آن حضرت خاتم الاوصياست و بعد از ايشان وصى نيست. مرسوم است كه براي با عظمت جلوه دادن كسي يا چيزي معمولا آن را با اسم ياد نمي كنند بلكه با لقب يا كنيه آن را ياد مي كنند لذا خداوند متعال در روايت معراجيه و غير معراجيه، تمام انبيا را به اسم نام برده؛ مانند موسى، عيسى و...، لكن حضرت نبى اكرم(ص) را به لقب ذكر كرده مگر در چند مورد كه دليل داريم در بقيه موارد ببه لقب نام برد. پس به لقب اسم بردن به خاطر عظمت است در مورد حضرت بقيةاللَّه هم همين است. خداوند اين بزرگوار را نيز به اسم نام نبرده، بلكه در قرآن و روايات معراجيه با لقب از ايشان ياد كرده است؛ مثل « جاءالحق» كه اشاره به امام زمان(ع) است يا « بقيةاللَّه» كه از القاب ايشان است. اللهم عجل لوليك الفرج . خدا يا امرفرج امام زمان (عج) مقرر بفرما.
+ نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 9:49 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی
|
سلام بر مهدی . سلام بر نماز مهدی . سلام بر رکوع و سجودش . بیا که جهان در انتظار توست . گل نرگس کی می آیی آقا جان دوستت داریم این الطالب بدم المقتول بکربلا . کجاست انتقام گیرنده خون حسین
این ابن النبی المصطفی . کجاست پسر پیغمبر . کجاست پسر فاطمه زهراء. زائری چون مهدی صاحب زمان دارد بقیع
خدایا یار ما هر کجا هست تو به سلامت دارش خدایا امر فرجش را نزدیک بفرما . آمین .
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی
|
اوصاف امام زمان (عج)
یکی از راههای شناخت امام زمان (عج). شناخت خصوصيات و اوصافى است كه براى آن حضرت در روایات بيان شده است که جز بر آن شخص خاص و موصوف به آن صفات خاص (يعنى امام دوازدهم،يگانه فرزند امام حسن عسكرى عليهما السلام) بر احدى از كسانى كه ادعاى مهدويت كردهاند قابل انطباق نيست. این مشخصات در روایات و احادیث ائمه(ع) آمده است چون نقل آن احاديث در اينجا امكان پذير نيست لذا ما فقط نمونه هایی از آن را که در کتاب «منتخب الاثر» آمده است را با ذكر عدد احاديث یاد آور می شویم. ۱-مهدى عليه السلام از خاندان و ذريه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم است.«طبق 389 حديث». 2-همنام و هم كنيه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم و شبيهترين مردم به آن حضرت است.«طبق 48 حديث». 3-در صفتشمائل و قيافه آن حضرت.«21 حديث». 4-از فرزندان امير المؤمنين عليه السلام است.«طبق 214 حديث». 5-از فرزندان حضرت فاطمه زهرا عليها السلام است«طبق 192 حديث». 6-از فرزندان حسن و حسين عليهما السلام«طبق 107 حديث» (1) 7-از فرزندان حسين عليه السلام است«طبق 185 حديث». 8-نهمين از فرزندان حسين عليه السلام است«طبق 148 حديث». 9-از فرزندان زين العابدين عليه السلام است«طبق 185 حديث».-هفتمين از فرزندان حضرت باقر عليه السلام است«طبق 103 حديث». 11-ششمين از فرزندان حضرت صادق عليه السلام است«طبق 99 حديث». 12-پنجمين از فرزندان موسى بن جعفر عليهما السلام است«طبق 98 حديث». 13-چهارمين از فرزندان حضرت رضا عليه السلام است«طبق 95 حديث». 14-سومين از فرزندان امام محمد تقى عليه السلام است«طبق 60 حديث». 15-جانشين جانشين امام على نقى و پسر امام حسن عسكرى عليهما السلام است«طبق 146 حديث». 16-اسم پدرش حسن عليه السلام است«طبق 147 حديث». 17-مادرش سيده كنيزان و بهترين ايشان است«طبق 9 حديث». 18-دوازدهمين امام و خاتم ائمه است«طبق 136 حديث». 19-داراى دو غيبت است (صغرى و كبرى) «طبق 10 حديث». 20-غيبتش از بس طولانى خواهد شد كه مردم ضعيف الايمان و كم معرفت،گرفتار شك و ترديد مىشوند«طبق 91 حديث». 21-بسيار طويل العمر است«طبق 318 حديث». 22-زمين را پر از عدل و داد كند بعد از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد«طبق 123 حديث». 23-مرور روزگار او را پير نسازد و به سيماى جوانان باشد«طبق 8 حديث». 24-ولادتش پنهان باشد«طبق 14 حديث». 25-دشمنان خدا را مىكشد و زمين را از شرك و ظلم و ستم و حكومت ديكتاتوران پاك و به تاويل جهاد كند«طبق 14 حديث». 26-دين خدا را آشكار و اسلام را در تمام روى زمين گسترش دهد و فرمانرواى روى زمين گردد و زمين را خدا به او زنده سازد«طبق 47 حديث». 27-مردم را به هدايت و قرآن و سنتبرگرداند«طبق 15 حديث». 28-داراى سنتهائى از انبياء است كه از آن جمله غيبت است«طبق 23 حديث». 29-با شمشير قيام كند«طبق احاديثبسيار». 30-روش او روش پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم باشد«طبق 30 حديث». 31-ظاهر نشود مگر بعد از آنكه مردم در امتحانات و آزمايشهاى سخت واقع شوند«طبق 24 حديث». 32-عيسى نازل شود و در نماز به آن حضرت اقتدا نمايد«طبق 25 حديث». 33-پيش از ظهورش بدعتها و ظلم و گناه و تجاهر به فسق و فجور،زنا،ربا،ميگسارى،قمار،رشوه،ترك امر به معروف و نهى از منكر و معاصى ديگر رايجشود،زنان مكشفه و در كارهاى مردان شركت كنند، طلاق بسيار و مجالس لهو و لعب و غنا و آوازهاى مطرب علنى گردد. «طبق 37 حديث». 34-هنگام ظهورش منادى آسمانى به نام او و نام پدرش ندا كند كه همه آن را بشنوند و ظهور آن حضرت را اعلام كند«طبق 27 حديث».
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 6:4 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی
|
+ نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 7:27 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی
|
|
ابتدا نيت كنيد سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد .::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::. |
||||||