تبليغاتX
جوانه

ما قبلا به تعدادي از حقوقي را كه امام زين العابدين (ع) در رساله حقوق بيان فرمودند ترجمه آن را آورديم اما آن حضرت دربخشي از سخنان نوراني خود  به حقوق اعضا و جوارح انسان مي پردازد و مي فرمايد:

5-حق زيان :

باز داشتن آن از دشنام است و عادت دادن آن بر گفتار نيك ، و خوداري از سخني كه درآن سودي نيست و نيكي به مردم و گفتن خوبيهاي آنان.

6- حق گوش :

باز داشتن آن از شنيدن غيبت است و نيز شنيدن آنچه حلا ل نيست .

7- حق چشم :

باز داشتن از آنچه ديدنش حلال نيست ( مانند نگاه به نامحرم ) و عبرت گرفتن با آن.

8- حق دست :

آنست كه آن را در آنچه حلال نيست به كار نبري .

9- حق پا :

آنست كه با آن به جاهايي كه حلال نيست نروي ، چه ، با آن دو پا بر صراط مي ايستي ، پس بنگر تو را نلغزاند تا در آتش افتي .

10 حق شكم :

آنست كه آن را ظرف حرام نسازي و زياده بر سيري نخوري .

11- حق عورت :

 آنست كه آن را از زنا و فحشا نگاهداري و از نگاه مردمان بپوشاني.

 

ادامه دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 8:5 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی   | 
او مي آيد عرض ارادتي به محضرمولايمان امام زمان (عج) و يادي از آنحضرت السلام عيلك يا بقيه الله ، السلام عليك حين تقوم ، السلام عليك حين تقعد، السلام عليك حين تصلي ، السلام عليك حين تقنت ، السلام عليك حين تركع وتسجد ، السلام عليك حين تصبح و تمسي. السلام عيلك ياصاحب العصر و الزمان سلام برمهدي ، بيا مهدي تو دردم را دوا كن مرا با عشق خود تو آشناكن مهدي جان اي پادشه خوبان داداز غم تنهايي دل بي تو بجان آمد وقتست كه باز آيي دايم گل اين بستان شاداب نمي ماند درياب ضعيفان را در وقت توانايي شايد اين جمعه بيايد و.... تعيين وقت ظهور يكي از مطالب مهم در مورد امام زمان (ع) اين است كه وقت ظهور آنحضرت را كسي جز خداوند متعال نمي داند هر كس تعيين وقت كند دروغگو ست . فضيل از امام محمد باقر (ع) پرسيد آيا براي اين امر وقتي تعيين شده است ؟حضرت سه بار فرمودند كذب الوقّاتون ، يعني تعيين گنندگان وقت طهور دروغگويند اسحاق بن يعقوب توسط جناب محمد بن عثمان نامه اي به خدمت امام زمان (ع) فرستاد او سئوالاتي نمود و امام در فرازي از پاسخ در مورد وقت ظهور فرمودند : واما ظهور الفرج فانه الي الله تعالي ذكره و كذب الوقّاتون ، اما ظهور فرج به امر الهي وابسته است و تعيين گنندگان وقت دروغگويند. البته منظور از تعيين وقت ، تعيين دقيق وقت ظهور مي باشد. و ائمه معصومين (ع) آنرا از اسرار الهي دانسته اند ولي علاماتي را به عنوان نزديك بودن ظهور نويد داده‌اند . اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه والنصر ، اللهم اجعلني من انصاره و اعوانه واجعلني من المستشهدين بين يديه .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 5:17 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی   | 

داستانهايي از زندگاني بزرگان دين

شيخ مفيد:

 (( ايمان راسخ )) و (( انبوه دانش )) شيخ به همراه (( اخلاص و پشتكار )) كيميائى چشمگير بود كه وجود شيخ را نورانيتى خيره كننده بخشيده بود و كار وى را بدانجا رسانيد كه چون فتوايى را بطور غير عمد و به اشتباه جواب داد حضرت ولى عصر (عج ) خود با پيغامى آن را اصلاح فرمود. پس از مدتى كه مرحوم مفيد آگاه شد در پى آن از دادان فتوا منصرف گردد، آن حضرت طى نامه اى خطاب به شيخ مفيد:(( بر شماست كه فتوا بدهى و بر ماست كه شما را استوار كرده و نگذاريم در خطا بيفتيد )).مقام علمى و منزلت معنوى شيخ در آن حد بود كه در خواب دخت رسول الله صلى الله عليه و آله ، حضرت زهرا علما السلام را ديد كه دست عزيزان خود امام حسن و امام حسين عليما السلام را در دست داشته و خطاب به شيخ فرمود:(( اى شيخ به اين دو فقه بياموز )).ساعاتى بعد حيرت مرحوم مفيد بر طرف شد چرا كه مادر سيد مرتضى و سيد رضى را ديد كه دست دو فرزند خود را در دست داشته و به شيخ گفت : اى شيخ به اين دو فقه ياد بده .و آنگاه كه در مساءله اى فقهى بين استاد و شاگرد، شيخ مفيد و سيد مرتضى اختلاف نظر و با بثح و ارائه دليل مشكل حل نشد. هر دو راضى به قضاوت امام امير المومنين على عليه السلام شدند. مساءله را بر كاغذى نوشته و بالاى ضريح مقدس حضرت گذاردند. صبح روز بعد كه كاغذ را بر داشتند دستخطى مزين به چنين نوشته اى ديدند كه :‌(( انت شيخى معتمدى و الحق مع ولدى علم الهدى )) ( اى شيخ ! ) تو مورد اطمينان من هستى و حق با فرزندم سيد مرضى ، علم الهدى است (1)

         1- -قصص العلماء، ميرزا محمد تنكابنى ، ص 399 ـ 403.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 9:6 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی   | 
شيخ طوسي

محمد بن حسن طوسى در ماه رمضان سال 385 ق . در شهر طوس ، و در خانه اى محقر اما سرشار از نور ايمان پا به عصره وجود گذاشت ..(1) وي در دوران جوانى به درجه اجتهاد رسيد و با پيشنهاد استاد نابغه خود، شيخ مفيد كتاب تهذيب الاحكام را كه از كتب معروف و مورد توجه شيعه مي باشد در اين دوره تاءليف نموده است . (5) اين كتاب شاهد صادقى است بر اجتهاد و تبحر دانشور نامور طوس در زمينه هاى مختلف ، فقه ، اصول و رجال ، در حالى كه هنوز از سن او سى سال نگذشته بود. علامه حلى مى گويد:(( شيخ طوسى پيشواى دانشمندان شيعه و رئيس طايفه اماميه ... صاحبنظر در علوم اخبار آ رجال ، فقه ، اصول ، كلام و ادب بوده است . همه فضيلتها منسوب به اوست و در تمامى فنون اسلام كتاب نوشته است اوست كه عقايد شيعه را در اصول و فروع آن دسته بندى و اصلاح نموده . )) (12)

شيخ طوسى همچنين از محضر اساتيدى چون : ابن غضائرى ، ابن شاذان متكلم ،ابن حكسه قمى ، احمد بن ابراهيم قزوينى ، ابوحسين صفار، و دهها فرزانه ديگر كسب فيض كرد. (13) در 25 ربيع الاول 436 ق . كه سيد مرتضى بعد از 80 سال عمر گرانبار،رحلت نموده و به سوى معبود حق شتافت (14) ، پس از آن شيخ طوسى رهبر و پيشواى مذهب تشيع گرديد. در تاريخ آمده است : سيصد تن از مجتهدان شيعه ساگرد وى بودند و از عالمان اهل تسنن آن قدر از اين منبع فيض استفاده كرده اند كه به شمارش در نيايد. (15) دانشمندان فرهيخته اى همچون اسحاق بن بابويه قمى ، ابو الصلاح حلبى ، ابوعلى طوسى ( فرزند شيخ )، سعدالدين بن البراج ، شهر آشوب ساروى مازندرانى و دهها انديشمند ديگر از شاگردان بر جسته شيخ مى باشند. (16)

در سال 447 ق . طغر بيك سلجوقى با سپاهى لجام گسيخته وارد بغداد شد و محله شيعه نشين شهر را مورد تاخت و تاز قرار داد و افزون بر به خاك و خون كشيدن مردم بى پناه ، كتابخانه عظيم ابو نصر شاپور بن اردشير ا به آتش كشيد و حتى دهها قرآن نفيس كتاخانه نيز از خشم دنيا طلبان سلجوقى در امان نماند. (17) در اين توطئه كه تا سال 451 ق . ادامه داشت چندين بار كتابخانه شخصى و دست نوشته هاى شيخ طوسى در ميان كوچه و خيابان بغداد به آتش كشيده شد. در ماه صفر 449 ق . به خانه شيخ هجوم بردند و هر آنچه از لوازم ، كتابها و دفاتر در منزل او گذارده بودند به ميدان اصلى شهر آوده ، آتش زدند (18) بروز اين حوادث ناگوار شيخ طوسى را بر آن داشت كه تا در پى حفظ ميراث فرهنگى و نجات دانشمندان شيعه ، هجرتى دگر آغاز كند و راهى نجف شود. (19)

نجف در زمان سلاطين ديلمى گرچه مقداري رونق داشت ولى در زمان ورود شيخ به نجف ( 448 ق . ) اين شهر ديگر رونق زمان آل بويه را نداشت ، از آن آمد و شدها خبرى نبود، تعصبهاى جاهلانه و مرگبار بر همه جا سايه افكنده و حالت رعب و وحشت سراسر عراق را فرا گرفته بود. (20) اما از سويى اطراف نجف عشاير و غيور و شجاعى از عربهاى شيعه زندگى مى كردند و بسان دژ محكمى مرقد مطهر و نورانى مولاى خود را از هر گونه گزند و تعرضى محافظت مى كردند. (21) بر همين اساس نجف براى شيعيان منطقه امنى محسوب مى شد و حسن انتخاب شيخ هم تاءييدى بر وجود امنيت نسبى در آن منطقه از عراق است . شيخ كه خانه ، كتابها و دست نوشته هاى خود را در بغداد از دست داده بود، در نجف مدت 12 سال به تدريس و تحقيق در علوم اسلامى و جذب دانشوران بدين سامان پرداخت ، نجف در آن زمان شهر نبود حتى عنوان قريه هم نداشت به جهت وجود بارگاه امير مومنان تنها زايرين بودند كه در آن رفت و آمد داشتند. شيخ طوسى حوزه علمى جديدى را در آنجا به وجود آورد و پايه هاى استوار اين مركز بزرگ را بنا گذاشت ، به طورى كه پس از گذشت هزار سال از آن تاريخ ، هنوز اصالت علمى خود را حفظ كرده و ديگر مراكز اسلامى را تغذيه فرهنگى مى كند. (22) بحق وى را بايد موسس اولين دانشگاه تشيع دانشت.

 آثار شيخ تحت عناوينى چون تفسير، حديث ، فقه ، اصول فقه ، كلام ، رجال و فهرست ، تاريخ و مقتل ، جواب مسائل شرعى و اعتقادى و دعا مندرج است .

ما فقط به نمونه هايي از آثار او شاره مي كنيم:

 از آثار تفسيرى او التبيان فى تفسير القرآن ( در ده جلد ) تهذيب و استبصار دو اثر او در علم حديث است ودر فقه عبارت اند از:النهايه ، المبسوط، الخلاف ، عده الاصول و مساءله فى العمل بخبر الواحد و بيان حجيه الاخبار از آثار او در علم اصول مى باشد. در علم كلام عبارت اند از:تلخيص الشافى ( فى الامامه )، اصول العقائد الغيبه ، الفراق بين النبى و الامام ، مسائل اصول الدين و الكافى . در علم رجال : كتاب الابواب ( رجال شيخ طوسى ) و الفهرست ( معرفى مصنفان نامدار شيعه و آثار آنان ). در زمينه تاريخ ، مقتل الحسين نگاشته است . (23) .

 سرانجام در شب 22 محرم سال 460 ق ، روح ملكوتى رهبر شيعيان جهان ، پس از گذراندن 76 سال زندگى پر بركت و سعادت با عشق وصال حق شتابان به سوى خدا رخت بر بست . (( شيخ را در خانه مسكونى اش در نجف دفن كردند. اين خانه به وصيت وى تبديل به مسجد شد و هم اكنون در سمت شمال بعقه علوى به نام مسجد طوسى معروف است . )) (25)

 منابع :

1- سناباد قديم . 5-روضات الجنات ، ميرزا محمد باقر خوانسارى ، ج 6، ص 23. . 12-علامه حلى خلاصه الاقوال ، ص 148. 13-مقدمه التبيان ، آقا بزرگ تهرانى ، ج 1. 14-رجال النجاشى ، احمد بن عباس نجاشى ، ص 271. 15-مقدمه التبيان ،آقا بزرگ تهرانى ، ج 1. 16-همان . 17-الكامل فى التاريخ ، ابن اثير، ج 6، ص 21. 18-الاعلام ، خيرالدين زركلى ، ج 6، ص 84. 19-حوادث قرن پنجم ق . ( سالهاى اواسط ) يكى از تلخترين و واقعه خونين بشمار مى رود كه در كتب تارخى تشيع و تسنن تفصيل آن آمده است مراجعه كنيد به كتاب كامل ابن اثير، البدايه و النهايه ابن كثير. 20-هزاره شيخ طوسى ، ج 1، ص 19 و 20. 21-يادنامه شيخ طوسى ، ج 3، ص 38، مقاله محيط طباطبائى . 22-مقدمه التبيان ، آقا بزرگ تهرانى ، ج 1. 23-الذريعه ، ج 5، ص 220 و ج 20، ص 348، الفهرست ، شيخ طوسى ، ص 286، رجال النشجاسى ، ص 403، هزاره شيخ طوسى ، ج 1، ص 220، مقاله سيد هاشم رسولى محلاتى . 25-مقدمه تفسير التبيان ، آقا بزرگ تهرانى ، ج 1.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 5:36 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی   | 
شيخ طوسي محمد بن حسن طوسى در ماه رمضان سال 385 ق . در شهر طوس ، و در خانه اى محقر اما سرشار از نور ايمان پا به عصره وجود گذاشت ..(1) وي در دوران جوانى به درجه اجتهاد رسيد و با پيشنهاد استاد نابغه خود، شيخ مفيد كتاب تهذيب الاحكام را كه از كتب معروف و مورد توجه شيعه مي باشد در اين دوره تاءليف نموده است . (5) اين كتاب شاهد صادقى است بر اجتهاد و تبحر دانشور نامور طوس در زمينه هاى مختلف ، فقه ، اصول و رجال ، در حالى كه هنوز از سن او سى سال نگذشته بود. علامه حلى مى گويد:(( شيخ طوسى پيشواى دانشمندان شيعه و رئيس طايفه اماميه ... صاحبنظر در علوم اخبار آ رجال ، فقه ، اصول ، كلام و ادب بوده است . همه فضيلتها منسوب به اوست و در تمامى فنون اسلام كتاب نوشته است اوست كه عقايد شيعه را در اصول و فروع آن دسته بندى و اصلاح نموده . )) (12) شيخ طوسى همچنين از محضر اساتيدى چون : ابن غضائرى ، ابن شاذان متكلم ،ابن حكسه قمى ، احمد بن ابراهيم قزوينى ، ابوحسين صفار، و دهها فرزانه ديگر كسب فيض كرد. (13) در 25 ربيع الاول 436 ق . كه سيد مرتضى بعد از 80 سال عمر گرانبار،رحلت نموده و به سوى معبود حق شتافت (14) ، پس از آن شيخ طوسى رهبر و پيشواى مذهب تشيع گرديد. در تاريخ آمده است : سيصد تن از مجتهدان شيعه ساگرد وى بودند و از عالمان اهل تسنن آن قدر از اين منبع فيض استفاده كرده اند كه به شمارش در نيايد. (15) دانشمندان فرهيخته اى همچون اسحاق بن بابويه قمى ، ابو الصلاح حلبى ، ابوعلى طوسى ( فرزند شيخ )، سعدالدين بن البراج ، شهر آشوب ساروى مازندرانى و دهها انديشمند ديگر از شاگردان بر جسته شيخ مى باشند. (16) در سال 447 ق . طغر بيك سلجوقى با سپاهى لجام گسيخته وارد بغداد شد و محله شيعه نشين شهر را مورد تاخت و تاز قرار داد و افزون بر به خاك و خون كشيدن مردم بى پناه ، كتابخانه عظيم ابو نصر شاپور بن اردشير ا به آتش كشيد و حتى دهها قرآن نفيس كتاخانه نيز از خشم دنيا طلبان سلجوقى در امان نماند. (17) در اين توطئه كه تا سال 451 ق . ادامه داشت چندين بار كتابخانه شخصى و دست نوشته هاى شيخ طوسى در ميان كوچه و خيابان بغداد به آتش كشيده شد. در ماه صفر 449 ق . به خانه شيخ هجوم بردند و هر آنچه از لوازم ، كتابها و دفاتر در منزل او گذارده بودند به ميدان اصلى شهر آوده ، آتش زدند (18) بروز اين حوادث ناگوار شيخ طوسى را بر آن داشت كه تا در پى حفظ ميراث فرهنگى و نجات دانشمندان شيعه ، هجرتى دگر آغاز كند و راهى نجف شود. (19) نجف در زمان سلاطين ديلمى گرچه مقداري رونق داشت ولى در زمان ورود شيخ به نجف ( 448 ق . ) اين شهر ديگر رونق زمان آل بويه را نداشت ، از آن آمد و شدها خبرى نبود، تعصبهاى جاهلانه و مرگبار بر همه جا سايه افكنده و حالت رعب و وحشت سراسر عراق را فرا گرفته بود. (20) اما از سويى اطراف نجف عشاير و غيور و شجاعى از عربهاى شيعه زندگى مى كردند و بسان دژ محكمى مرقد مطهر و نورانى مولاى خود را از هر گونه گزند و تعرضى محافظت مى كردند. (21) بر همين اساس نجف براى شيعيان منطقه امنى محسوب مى شد و حسن انتخاب شيخ هم تاءييدى بر وجود امنيت نسبى در آن منطقه از عراق است . شيخ كه خانه ، كتابها و دست نوشته هاى خود را در بغداد از دست داده بود، در نجف مدت 12 سال به تدريس و تحقيق در علوم اسلامى و جذب دانشوران بدين سامان پرداخت ، نجف در آن زمان شهر نبود حتى عنوان قريه هم نداشت به جهت وجود بارگاه امير مومنان تنها زايرين بودند كه در آن رفت و آمد داشتند. شيخ طوسى حوزه علمى جديدى را در آنجا به وجود آورد و پايه هاى استوار اين مركز بزرگ را بنا گذاشت ، به طورى كه پس از گذشت هزار سال از آن تاريخ ، هنوز اصالت علمى خود را حفظ كرده و ديگر مراكز اسلامى را تغذيه فرهنگى مى كند. (22) بحق وى را بايد موسس اولين دانشگاه تشيع دانشت آثار شيخ تحت عناوينى چون تفسير، حديث ، فقه ، اصول فقه ، كلام ، رجال و فهرست ، تاريخ و مقتل ، جواب مسائل شرعى و اعتقادى و دعا مندرج است . ما فقط به نمونه هايي از آثار او شاره مي كنيم: از آثار تفسيرى او التبيان فى تفسير القرآن ( در ده جلد ) تهذيب و استبصار دو اثر او در علم حديث است ودر فقه عبارت اند از:النهايه ، المبسوط، الخلاف ، عده الاصول و مساءله فى العمل بخبر الواحد و بيان حجيه الاخبار از آثار او در علم اصول مى باشد. در علم كلام عبارت اند از:تلخيص الشافى ( فى الامامه )، اصول العقائد الغيبه ، الفراق بين النبى و الامام ، مسائل اصول الدين و الكافى . در علم رجال : كتاب الابواب ( رجال شيخ طوسى ) و الفهرست ( معرفى مصنفان نامدار شيعه و آثار آنان ). در زمينه تاريخ ، مقتل الحسين نگاشته است . (23) و سرانجام در شب 22 محرم سال 460 ق ، روح ملكوتى رهبر شيعيان جهان ، پس از گذراندن 76 سال زندگى پر بركت و سعادت با عشق وصال حق شتابان به سوى خدا رخت بر بست . (( شيخ را در خانه مسكونى اش در نجف دفن كردند. اين خانه به وصيت وى تبديل به مسجد شد و هم اكنون در سمت شمال بعقه علوى به نام مسجد طوسى معروف است . )) (25) منابع : 1- سناباد قديم . 5-روضات الجنات ، ميرزا محمد باقر خوانسارى ، ج 6، ص 23. . 12-علامه حلى خلاصه الاقوال ، ص 148. 13-مقدمه التبيان ، آقا بزرگ تهرانى ، ج 1. 14-رجال النجاشى ، احمد بن عباس نجاشى ، ص 271. 15-مقدمه التبيان ،آقا بزرگ تهرانى ، ج 1. 16-همان . 17-الكامل فى التاريخ ، ابن اثير، ج 6، ص 21. 18-الاعلام ، خيرالدين زركلى ، ج 6، ص 84. 19-حوادث قرن پنجم ق . ( سالهاى اواسط ) يكى از تلخترين و واقعه خونين بشمار مى رود كه در كتب تارخى تشيع و تسنن تفصيل آن آمده است مراجعه كنيد به كتاب كامل ابن اثير، البدايه و النهايه ابن كثير. 20-هزاره شيخ طوسى ، ج 1، ص 19 و 20. 21-يادنامه شيخ طوسى ، ج 3، ص 38، مقاله محيط طباطبائى . 22-مقدمه التبيان ، آقا بزرگ تهرانى ، ج 1. 23-الذريعه ، ج 5، ص 220 و ج 20، ص 348، الفهرست ، شيخ طوسى ، ص 286، رجال النشجاسى ، ص 403، هزاره شيخ طوسى ، ج 1، ص 220، مقاله سيد هاشم رسولى محلاتى . 25-مقدمه تفسير التبيان ، آقا بزرگ تهرانى ، ج 1.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی   | 
رساله حقوق يكي از آثار پر ارجي كه از امام سجاد (ع) به جاي مانده رساله حقوق است و همه آن در كتاب تحف العقول نقل شده است و لذا ماترجمه بخشي از آن را مي آوريم . 1-حق خداوند حق خداي بزرگ بر تو آن است كه او را بپرستي و بدو شرك نورزي ، و چون به اخلاص چنين كني خداوند كار نيك دنيا و آخرتت را كفايت فرمايد 2-حق پدر آنستكه بداني او بنياد توست و اگر او نبود تونبودي ، پس هر گاه در خود چيزپسنديده اي ديدي بدان پدرت اصل آن نعمت است ، و خدا را سپاس گزار و اورا نيز بدان مقدار سپاسگزار باش. 3-حق معلم : بزرگ داشتن اوست و مودب بودن در مجلس او و نيكو گوش دادن سخن او ، و روي آوردن به او ، وبايد صداي خويش را بر او بلند نكني ، و اگر كسي چيزي او او پرسيد تو پاسخ ندهي تا او پاسخ دهد و نزد او كسي را غيبت نكني و اگر بد او را نزد تو بگويند ازاو دفاع كني و زشتيهاي او را بپوشاني و خوبي هايش را آشكار كني و با دشمنش همنشين نشوي و دوست اورا دشمن نباشي پس اگر بدين وظايف عمل كني فرشتگانگواهي مي دهند كه تو بري خداقصد او كرده اي و دانش او آموخته اي ، نه براي مردم . 4-حق دانش آموز : آنست كه بداني خداي بزرگ با دانشي كه به تو داده و گنج هاي آن را بر تو گشوده ، تو را سرپرست آنان قرار داده است پس اگر مردمان را نيك بياموزي و برآنان درشتي نكرده و خشمگين نشوي ، خدافضل خويش را برتو افزون سازد و اگر مردم را از دانش خود باز داشتي يا با آنان درشتي كردي بر خداست كه روشنايي دانش را از تو باز گيرد و تو را از نظر بياندازد. ادامه دارد...
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 7:47 بعد از ظهر  توسط سیدضیا میر عمادی   |